ویژه_صبح نیوز:آمريكا و اسراييل اطمينان يافتهاند كه ايران در برنامه هستهاى خود تسليم آنها نخواهد شد. بدینترتیب بهانه آغاز سومين جنگ براى سلطه بر منطقه فراهم شده است. براساس نقشه جغرافيا، ايران بايد از شرق و غرب با نيروهاى زمينى و از جنوب با استفاده از نيروى دريايى به محاصره آمريكا درآید. اين امر به معناى سلطه آمريكا بر ايران بدون استفاده از حمله نظامى است. رهبران كاخ سفيد تمايلى به سلطه بر ایران بدین شکل ندارند و از وضعيت كنونى نيز خشنود نيستند.
به گزارش”صبح”مقاله نویس روزنامه السفیر درمورد روابط ایران وآمریکا خاطر نشان می کند که:سران كاخ سفيد خواستار تسليم شدن ایران به فشارهاى سياسى و توقف برنامه هستهاى آن کشور بودند. واضح است که در سایه باورهاى دينى حكومت ايران، اميدى به تسليم شدن آن کشور در برابر فشارهای موجود نيست. آمريكايىها از مدتها پیش قانع شدهاند كه تنها با استفاده از گزینه نظامى قادرند ايران را به زانو درآورند. نخستين جنگ ايالات متحده عليه ايران توسط «صدام حسين» انجام شد. ولى اين اقدام نيز منجر به تسليم ايران نشد. این کشور اکنون نیز از تسليم شدن به قطعنامههاى بينالمللى كه توسط آمريكا نوشته و از سوى شوراى امنيت سازمان ملل صادر مىشود خوددارى مىكند. آمريكا چارهاى جز آغاز جنگ عليه ايران ندارد حتى گفته مىشود كه تصميم حمله به ايران سال گذشته گرفته شده و دستورالعمل آن در اكتبر سال ۲۰۰۷ براى اجرا در اختيار ارتش آمريكا قرار داده شده است.
مدت زيادى از فاصله اين تصميم و زمان اجراى آن مىگذرد. تصميم حمله به ايران در فازى جدا از فاز اجرا گرفته شد و استفاده از گزینه نظامی علیه ایران همچنان روى ميز «جورج بوش» قرار دارد. این گزینه تنها در انتظار فرصت مناسب است. پرونده هستهاى ايران نيز تنها يک بهانه و هدفى جز نابودی نظام حاکم بر ایران ندارد.
سناريوهاى جنگ عليه ايران
بهترين استراتژی در هر جنگى، حمله زمينى و نفوذ به خاک دشمن است. بنحوى كه اشغال خاک منجر به تغییر نظام سياسى شود. استراتژی آمریکا در تغییر نظام سیاسی در عراق نیز با بکارگیری همین شیوهای بود. ایالات متحده البته نتوانست نقشه خود در عراق را بطور كامل اجرا كند و نتيجه اين اقدام پاره پاره شدن عراق به ایالتهای قومى - مذهبى شد. بكارگیری این استراتژی علیه ايران نيز كاربرد ندارد. ايالات متحده تنها ۴۰۰ هزار سرباز ذخيره دارد. درحاليكه براى اشغال كشورى به وسعت ايران نياز به ۵/۱ ميليون سرباز دارد. به گزارش صبح،بحران كنونى داخلى در ايالات متحده، اوضاع بينالمللى و درگیر بودن ارتش آمريكا در عراق و افغانستان نیز تامين اين تعداد سرباز را دشوار ساخته است. آمريكا همچنین تاكنون حمايت بينالمللى لازم براى حمله به ايران را بدست نياورده است و همپيمانان منطقهای آن نیز از شروع و ابعاد چنين جنگى واهمه دارند.
تصميم اخير ايالات متحده در بازگرداندن ۳۰ هزار نيروى خود از عراق نيز ضعف آن کشور در ورود به جنگ زمینی علیه ایران را اثبات میکند.
جنگ فرسايشى
جنگ فرسايشى عليه ايران با بمباران تخريبى از همه پايگاههاى آمريكا در خاورميانه صورت مىگیرد. استراتژی ایالات متحده در اين شيوه، كنترل جنگ از راه دور است كه اقدامى آسان براى آمریکا است. ناوگانهای جنگى آمريكا در اين شيوه، بسرعت قادر به رساندن خود به هر نقطهای هستند. مساحت ۱ ميليون و ۶۵۰ هزار كيلومتر مربعى ايران نیز منجر خواهد شد كه حتى در صورت بمباران انبوه ايالات متحده، نياز به دو ماه زمان براى تخريب مراكز خطرناک ايران باشد. اين امر البته منوط به خودداری ایران از پاسخگويى متقابل به حملات هوايى ايالات متحده و تمركز بر حفظ امنيت داخلى و مرزهاى آن کشور است.
محال است كه ايران براى كشيده نشدن جنگ به نقطه غيرقابل كنترل ضربات ايالات متحده را تحمل كند. امین حطیط خاطرنشان می کندکه:بنابراین ايران نيز در سه نقطه دردناک در اسراييل، عراق و افغانستان پاسخ مطلوبى به ايالات متحده خواهد داد. اين كشور مناطق مهم براى همپيمانان آمريكا و حتى جهان، يعنى چاههاى نفت را نيز هدف قرار داده و قادر به مسدود ساختن گذرگاهها و تنگهها نيز خواهد بود كه در اين حالت قيمت هر بشكه نفت به ۵۰۰ دلار خواهد رسيد.
بايد دانست كه حمله ایالات متحده به ایران نه تنها منجر به براندازى نظام سياسى - ايديولوژيک آن کشور نخواهد شد. بلكه فشارهاى خارجى موجب اتحاد بيشتر مردم ايران و حمايت از حكومت كنونى مىشود.
برخى بر اين اعتقادند كه حمله ايالات متحده به ايران موجب جدايى ايران از همه قيدوبندهاى بينالمللى و بىتوجهی به قطعنامهها و مصوبات بینالمللی پس از خاتمه یافتن جنگ احتمالی خواهد شد. بنظر اين گروه حتى در صورت ويران شدن ايران، برای ایالات متحده نتيجهاى جز مانند ناكامى اسراييل در جنگ ژوئيه ۲۰۰۶ عليه لبنان برغم همه ويرانىها متصور نخواهد بود.
پيش نيازهاى حمله به ايران
ایالات متحده پیش از هر اقدام نظامی علیه ایران، باید در مواردی چون تضمين امنيت اسراييل در زمان حمله به ايران با توجه به نتايج نامطلوب مانور گسترده دفاع شهرى در سرزمينهای اشغالی، محاصره نشدن نيروهاى خود در عراق و افغانستان، قطع نشدن شريان ارسال نفت به اروپا و چين و تضمين تغيير رفتار ايران پس از حمله به آن کشور اطمینان یابد.
تخريب تاسيسات هستهاى ايران بهانه خوبى براى آغاز جنگ علیه آن کشور نیست. براساس گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمريكا، ايران توانايى ساخت سلاح هستهاى در شرايط كنونى را ندارد. به گفته ی نگارنده السفیر و به گزارش صبح،ايالات متحده نيز بخوبى مىداند که ايران تلاشى براى ساختن بمب هستهاى ندارد. بنابراین حمله به ایران بمنظور مقابله با تلاشهای هستهای آن کشور از سوی ایالات متحده بهانهاى بيش نيست. همچنانكه موضوع مقابله با سلاحهای كشتارجمعى عراق از سوى آمریکا نيز تنها يک بهانه بود.
زمينه انجام حمله كلاسيک آمریکا به ايران وجود ندارد. حتى استفاده از شيوه كنترل جنگ از راه دور نيز احتمال رسيدن به نتايج مطلوب را ضعيف مىکند. بدينترتیب ايالات متحده تنها با استفاده از حمله هستهاى به ايران قادر به مقابله با آن کشور خواهد بود. حال این سوال مطرح است که آيا ايران حاضر به زيرپا گذاشتن معاهدات بينالمللى و نابودى جمعيت هفتاد ميليونى خود خواهد شد؟
ترديدى وجود ندارد كه ايران بسيار قويتر از عراق و افغانستان است و وضعيت نيروهاى آمريكايى در اين دو كشور بهترين شاهد اين مدعا است. پرس تی وی به نقل از السفیر،نتیجه می گیرد که:درنتيجه سناريوى حمله به ايران از دولت «جورج بوش» به دولت آینده ایالات متحده منتقل خواهد شد و حادثه غيرمنتظره اكتبر كه رسانههاى اسراييلى وعده وقوع آنرا مىدهند اجرا نخواهد شد، مگر آنکه ایالات متحده به جنون كشيده شده باشد.