|
صبح نیوز:اوباما هرگز از شر هیلاری خلاص نخواهد شد؛ حداقل نه بدون کمک. این واقعیت که اوباما از پس هیلاری برنمیآید به بهترین استدلال هیلاری در مقابل او بدل شده است. هیلاری روز سهشنبه در ایستگاه رایگیری به طعنه گفت: «چرا او نمیتواند کار را تمام کند؟» هیلاری تبلیغاتی راجع به اوباما به راه انداخته و میگوید او آنچه برای اداره کشور «لازم» است را ندارد.
پیغام او بدون تعارف و فلجکننده است: «اگر او جنم اینکه مرا سر جایم بنشاند ندارد، آن هم وقتی که اکثر نمایندهها از من روی برگرداندهاند، پولم دارد تمام میشود، ۲ برابر من خرج آگهیهای تلویزیونی میکند، شوهرم دارد دیوانه میشود و رهبران حزب از دستم خسته شدهاند، چگونه میتوانیم به او اعتماد کنیم تا ایران را کاملا محو کند و جلوی اسامه را بگیرد؟»
حال که هیلاری پنسیلوانیا را برده است اوباما برای خلاصی از دست رقیبش کار بسیار دشواری پیش رو دارد. بیشک تلاش هوارد دین برای خارج کردن او بیاثر خواهد بود. این مثل این میماند که میکرونزی از روسیه تقاضای خلع سلاح هستهای کند. هیلاریِ برافروخته در مهمانی پیروزیاش در فیلادلفیا، در حالی که بیل و چلسی دو طرفش را گرفته بودند، گفت: «میدانید بعضیها مرا حساب نمیکردند و میگفتند بیخیال شوم. اما آمریکاییها اهل بیخیالشدن نیستند و آنها لایق رئیسجمهوری هستند که همینطور باشد.»
دموکراتها هر روز بیشتر نگران حمله زن ۱۵ متری هستند. (۱) با از دست خارج شدن قیمتهای گاز، رئیسجمهور بوش که به طرز خندهداری کمحافظه شده و دور نیو اورلئانز چرخ میزند – همان شهری که خود هنگام حادثه تنهایش گذاشت – و کاندولیزا که در میان باران موشک و خمپاره در منطقه سبز به بغداد سر میزند، شکست دادن جمهوریخواهها باید مثل آب خوردن باشد. اما دموکراتها با وحشت نظارهگر اوضاع هستند: هیلاری زرق و برق اوباما را پاک میکند و جان مککین نه تنها حزب خودش را متمرکز میکند که در کار حزب رقیب هم سر میکشد؛ او روز دوشنبه با جسارت عازم سلما، آلاباما شد تا رای سیاهپوستان را از آن خود کند. از طرفی گافهای خاصِ بیل هم حال مردم را میگیرد.
او همیشه درست سر موقع عمل میکند: درست همان وقتی که پنسیلوانیاییها میخواستند رای دادن را آغاز کنند، شوهر هیلاری اولین کسی شد که دست به مسائل نژادی برد. او اول به مصاحبهگر رادیویی پراند که اردوگاه اوباما از عامل نژادی علیه او استفاده کرد و سپس قدرت اوباما در کارولینای جنوبی را با قدرت جسی جکسون مقایسه کرد و بعد با تکان دادن دستش جلوی دوربین، همین حرف را جلوی خبرنگار ان.بی.سی نیوز نقض کرد. او گفت: «شما همیشه واسه این بازیهای کوچیک دنبال من هستید و امروز نمیخوام تو بازیتون شرکت کنم» و گزارشگر را محکوم کرد که دنبال «یه داستان لوس دیگه برای منحرف کردن مردم آمریکا از مسائل واقعی پیش روی ما» است. اگر یک نفر باشد که از انحرافات زشت باخبر باشد، او بیل است.
اما این حتی برای او هم هیاهوی شرمآوری بود و مکمل آن هم الفاظ بدی بود که جلوی دوربین به مشاورش گفت. دموکراتها مشتاق وارد شدن به جدال اوباما و مککین هستند، اما نمیتوانند؛ چرا که به نظر نمیرسد کسی بتواند هیلاری را بیرون کند. اوباما با وجود موهبتهای درخشان بسیارش از چند موقعیت برای ردکردن توپ از روی تور و پایان بازی محروم شده است. انگار طلسماش کردهاند. او از سیاست امتیازگیری انتقاد میکند اما برای برنده شدن باید بلد باشی امتیاز بگیری. او میداند که در بحثها در فیلادلفیا خراب کرده است اما دلیل این است که مسوولان بحث اینقدر اذیتاش کردند – و تازه مجبور بود بغل هیلاری هم بایستد – که نتوانست یک بار هم به هدف بزند. آیا اوباما نزدیک هیلاری خراب میکند چون هیلاری از او متنفر است و اوباما عادت کرده همه دوستش بدارند؟ یا از اینکه از او جلو زده احساس عذاب وجدان میکند؟ آیا به عنوان همسرِ میشل، نمیخواهد اراده زنی قوی را شکست دهد؟ یا شاید به این دلیل ساده از هیلاری میترسد که او ترسناک است؟ او میخواهد از هیلاری دور باشد چون تا ابد نمیتواند غذاهای مزخرف بخورد تا خود را شبیه مردم عادی نشان دهد.
او در آخرین روزهایش در پنسیلوانیا تند تند غذا خورد و به زور شکمش را پر از وافل(۲)، کیک، سوسیس و استیکپنیر فیلی کرد. پنکیکها را با میشل قسمت کرد، کمی از وافل و سوسیس را نخورده باقی گذاشت و به سیبزمینی سرخکردههای کنار استیک پنیر، دست نزد. معلوم است که اوباما بیصبرانه منتظر بازگشتن به غذاهای خاص خودش است: مخلوط سفیده تخممرغ، آن هم با تخممرغ صد درصد طبیعی. اثبات این قضیه فریاد او بود که در رستوران گلایدر در اسکرانتون به هوا بلند شد. گزارشگری از او راجع به جیمی کارتر و حماس سوال کرد. اوباما که، با اجازه ایشان، کمی ناامید به نظر میرسید، گفت: «نمیشه بذارید وافلهامو بخورم؟» منظور واقعی او معلوم بود؛ نمیشود بگذارید همینطوری رئیسجمهور شوم؟ چرا باید این وافلهای چسبناک را بخورم، این سوالهای مچگیرنده را جواب بدهم و با این زنِ ابله بحث کنم؟ شاید دموکراتها قبل از اینهمه خودخوری شعر «ماروین. کی. مونی میشه لطفا بری!» از دکتر زئوس را بخوانند (نویسنده قبلا با بدجنسی برای دوستش آرت بوچوالد شعر را تغییر داده بود که: «ریچارد ام. نیکسون میشه لطفا بِری!»). آنان میتوانند شعر را اینچنین بخوانند: «وقتش رسیده. وقتش رسیده. وقت وقتشه. فقط برو… مهم نیست چطوری. میتونی پیاده بری. میتونی سوار گاو شی. هیلاری آر. کلینتون، میشه لطفا بری! میتونی سوار اسکیت شی. میتونی با اسکی بری… میتونی کفشای کهنه آبیتو بپوشی. اما فقط برو، برو، برو»!
پینوشت:
۱- «حمله زن ۱۵ متری» فیلم علمی- تخیلی معروفی است که در دهه ۱۹۵۰ در آمریکا بسیار محبوب بود.
۲- وافل نوعی شیرینی معروف در آمریکاست که بیشتر غذای طبقات پایین به حساب میآید.
نیویورک تایمز، ۲۳ آوریل ۲۰۰۸
*مارین داد (نویسنده این مطلب)ستوننویس نیویورک تایمز است و بیش از ۲۵ سال سابقه کار در این روزنامه را دارد. او در سال ۱۹۹۹ جایزه پولیتزر را دریافت کرد و به شیوه طنازانه خود در ستونهایش معروف است.(منبع:روزنامه کارگزاران)
|