|
گفتگو با علی زراندوز سردبیر بچه ها گل آقا:
مشكلات مالی بچهها…گلآقا از کِی شروع شد؟
مجله بچهها…گلآقا یه سوبسیدی میگرفت از هفتهنامهی گلآقا. یعنی این که مؤسسهی گلآقا یک هزینهای رو باید پرداخت میکرد تا اون نشریه با اون قیمت روی جلدش به دست مخاطب برسه. چون هزینهی تمومشدهاش همیشه بیشتر از نرخ فروشاش بود. ولی خُب تا وقتی که مؤسسهی گلآقا میتونست این هزینه رو تأمین بکنه، مشکلی وجود نداشت. ولی با تعطیلی هفتهنامهی گلآقا کمکم اون هزینهی اضافیای که به مجلهی بچهها تزریق میشد، قطع شد. چون از محلّ سود هفتهنامهی گلآقا اون هزینه تأمین میشد. از اون دوره به بعد ما به مشکل برخوردیم. یعنی عملاً یکسری هزینههایی وجود داشت که از طریق جایی نمیشد تأمین بشه… اون هزینهها رو یه دورهای مؤسسهی گلآقا -به قول معروف- از جیب پرداخت کرد. تا اینکه دیگه امکانِ پرداختاش وجود نداشت. بعد کمکم شروع شد به اینکه مجله اول نصفاش سیاه،سفید شد. بعد، یه مدّت مجلهدرمجلهها تقریباً حذف شد. و درنهایت به اینجا رسیدیم که هر هفته ۱۶ صفحه داشتیم؛ ۸ صفحهاش رنگی بود، ۸ صفحهاش سیاه،سفید.
● چرا حجم صفحاتی که همکاران افتخاری مینوشتن کم شد؟
ببینید، کلاً کم شد دیگه. یعنی همهچیز ما کم شد. اون صفحهها هم کم شد. ما وقتی که ۳۲ صفحه بودیم، ۲ صفحه «[از] همکار[انِ] افتخاری [چه خبر؟]» داشتیم، یک صفحه «[صفحهی] خودتان». علاوهبر کارهایی که از بچهها توی صفحات داخلی استفاده میشد…
● منظورم اینه که کارهای همکاران افتخاری کم شده بود یا نه جای آن نبود؟
ببین فضا وجود نداشت دیگه. ما توی این مجلهی ۱۶ صفحهایمون یک صفحه بیشتر به همکاران افتخاری نمیتونستیم بدیم. وقتی کار هم کمتر چاپ بشه، از اونور بچهها هم کمتر کار میفرستن. ولی ما میتونستیم همین ۱۶ صفحه هم که بود، ۲ صفحه از همکاران افتخاری هم چاپ بکنیم ولی خُب فضا نداشتیم دیگه اونموقع…
● حالا چرا خیلی از نویسندهها و کاریکاتوریستهای قدیمی مجله، همکاریشون رو قطع کردند؟
قرار نیست که هر کسی که فعالیت یا همکاریای داره، این ادامه پیدا کنه. به هر حال خیلی عوامل، مؤثر هست… حالا یه طنزنویسی، یه کاریکاتوریستی مییاد یه دورهای با ما همکاری میکنه، و خُب یه دورهای هم ممکنه همکاریاش قطع بشه. و این یک مسئلهی کاملاً طبیعییه. به اضافهی اینکه اصلاً از اول هم همینطور بوده؛ یعنی یک نسلی میاومدن، کار رو یاد میگرفتن، با اینجا کار رو شروع میکردن. قلمشون به یه پختگیای میرسید، بعد حالا تصمیم میگرفتن که اینجا بمونن یا نمونن.
● بخاطر مشکلات مالی نبود؟
از چه لحاظ؟ یعنی پرداختِ مؤسسه بهشون کم بوده؟
● آره… مثلاً.
نه. مشکل مالی نیست. چون این بچههایی که مییان اینجا کارشون رو اینجا یاد میگیرن دیگه. به صورت حرفهای نیستن که شما بگین… اگه مشکل مالییه، پس برای چی علی رادمند کار میکشه برای بچهها…گلآقا؟ اون که دستمزدش خیلی سنگینتر از کاریکاتوریستهای دیگه است… نه. اینطوری نیست. شاید خیلیها فرصتهایی بهشون رو بیاره که فکر کنن خیلی بهتره تا کارکردن در مؤسسهی گلآقا. ما هیچ اجباری نداریم برای این قضیه. به اضافهی اینکه یک جریان پویاست دیگه. یه دورهای مییان چند نفر، کار یاد میگیرن، پیشرفت میکنن، و میرن جاهای دیگه و پشتبندِ اون باز یکسری افرادِ دیگه وارد میشن. یعنی اگه اونها بمونن، عملاً دیگه هیچ جای خالیای برای ورود افراد جدید نمیمونه.
یعنی شما همین دورهی ۱۰ سالهی بچهها…گلآقا رو ببینین، میبینین چند نسل توش کاریکاتوریست و طنزنویس وارد شدن، رفتن، یه سری دیگه اومدن جاشون، پیشرفت کردن، حالا یا موندن یا رفتن… کلاً مسئلهی مالی نیست؛ بحث، بحثِ این هستش که… خیلی چیزهاست. اینکه اون فرد حالا یه جایی ممکنه که پیشنهادات بهتری داشته باشه. یا این که اصلاً بذاره کنار این مسئله رو. جذب بازار کار بشه مثلاً. مثلاً وقتی دانشجو بوده، دانشآموز بوده با ما همکاری میکرده، بعد دانشگاه قبول میشه، میره یه شهر دیگه. یا میره سرکار. دیگه فرصت نمیگذاره واسه این قضیه. یه مجموعهی عوامله…
● اول که بچهها…گلآقا یه بخشی از هفتهنامه بود دیگه. به اسم «بچهها…سلام»، بعد جدا شد.
خُب اگه الآن فرض کنید مثلاً یه مجلهی جدید بخواهید بزنید، باز دوباره برمیگرده به همون روالِ قبل؟ یعنی یه بخشاش رو به بچهها اختصاص میدین و به ۱۰ سال گذشته برمیگردین؟
حتماً ما هر تعریفی که از نشریهی جدید داشته باشیم، یه بخشی رو هم به بچهها…گلآقا اختصاص میدیم. بله.
● بعد حجماش بیشتر از قبل میشه یا…
اجازه بدید که ببینیم که چه اتفاقی میافته. ولی قطعاً هیچ موقع دیگه به اون شکل نمیشه که… یعنی جای «بچهها…گلآقا» رو که نمیتونه پُر کنه. یه نشریهای که مستقل هست، از صفحهی اولش، سرمقاله… تا صفحهی آخرش مالِ بچههاست؛ حالا تو قالبهای مختلف. «بچهها…گلآقا» نمیشه، ولی سعی میکنیم که تا جایی که میتونیم توی اون نشریه جا برای بچهها وجود داشته باشه.
● ممکنه که دوباره مثلاً با درآمدی که از این طریق به دست مییاد، دوباره بچهها…گلآقا منتشر بشه؟
ببیند هیچ چیز مشخص نیست واقعاً. ما نمیدونیم که دقیقاً میشه یا نه. ولی اگه بتونیم ما این کار رو میکنیم. یعنی این حرکتی که بنا به ضرورت فعلاً تعطیل شده، چیزی نیست که حالا ما بگیم نیازش تو جامعه حس نمیشه، تاریخمصرفاش گذشته… همه میخواستن. هم مخاطب میخواستاش هم کسانی که اینور داشتند کار میکردند خیلی علاقه داشتند و میخواستند. و تعطیلیاش باعث دلسردی هر دو طرف شد. واقعاً با اون همه انگیزه…
ولی امکاناش فراهم نبود. میدونید؟ اگر اون امکان دوباره فراهم بشه، چرا نه؟ بحث سر شرایط هست دیگه. یعنی مسئلهی اصلی، اون شرایطه. اگه شرایط فراهم بشه، حتماً. ولی خُب باید شرایط فراهم بشه.
● نشریهی جدیدتون همون افراد قدیمی هستن یا اینکه افراد جدیدی هم اومدن؟
هم نویسندههای قبلی هستن، هم از بسیاری از دوستانی که ما قبلاً باهاشون کار نکردیم، دعوت شده.(منبع سنگ پا)
|