خبری تحلیلی صبح نیوز » صبح جمعه

  RSS Feed ATOM Feed |                                                                                                                                                                         آرشيو خبر       درباره ما       ارتباط با ما

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
سایت خبری و تحلیلی سلام شیعه:شناخت وهابیت ـ مقالات ـ اخبار ـ تصاویر مذهبی



صبح جمعه

تلويزيون ملي موثق ترین منبع خبري درجهان

بر اساس يك مطالعه‌ي بزرگ جهاني در زمينه‌ي اعتماد به رسانه‌ها، تلويزيون ملي بزرگ‌ترين منبع خبري قابل اعتماد است و پيش‌روتر از روزنامه‌ها و راديوي دولتي قرار دارد اما اينترنت به ويژه در ميان جوانان رو به رشد است.

  

به گزارش ايسنا، بر اساس يافته‌هاي مطالعه‌اي كه در ده كشور و به نمايندگي از رويترز، بي‌ بي سي و مدياسنتر توسط گلاب اسكن انجام گرفته است، ۸۲ درصد از ۱۰ هزار بزرگ‌سال مورد نظرسنجي از تلويزيون ملي به عنوان مطمئن‌ترين منبع خبري نام بردند.

  

همچنين ۷۵ درصد اعتماد خود را به روزنامه‌هاي ملي يا منطقه‌يي، ۶۷ درصد به راديوي دولتي و ۵۶ درصد به تلويزيون ماهواره‌يي بين‌المللي اعتماد خود را ابراز كردند.

  

بنا بر نتايج اين گزارش، با وجود محبوبيت اينترنت در كشورهاي توسعه‌يافته و رشد آن، هيچ‌يك در اين مطالعه از اقبال برخوردار نبودند، تنها ۲۵ درصد از پاسخ‌دهندگان اظهار كردند كه به وبلاگ‌ها اعتماد دارند و ۲۳ درصد به آن‌ها اعتماد ندارند.

  

بر اساس اين مطالعه، تلويزيون همچنان مهمترين منابع خبري (۵۶ درصد) محسوب مي‌شود و به دنبال آن روزنامه‌ها (۲۱ درصد)، اينترنت (نه درصد) و راديو (نه درصد) قرار دارند.

   طبق اين گزارش اگرچه اينترنت از امتياز كمتري نسبت به تلويزيون يا روزنامه برخوردار است اما ممكن است نظر عمومي نسبت به آن تغيير كند.  

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۶ ق.ظ

من كودك خياباني نيستم؛اما جايي جزخيابان ندارم

آنچه مي‌خوانيد گزارش ايسنا از چرخه تكراري جمع‌آوري كودكاني است كه سرنوشت‌شان در خيابان‌ها رقم مي‌خورد :

 

همه چيز از خيابان شروع نمي‌شه!

  

من كودك خياباني نيستم؛ اما جايي جز خيابان ندارم!

  

همه چيز از خيابان شروع مي‌شه!؟

  

نه!

  

همه چيز از خونه شروع شده!؟

  

نه!

  

از پول! از نداشتن ! از پدر مادر خوب نداشتن يا اصلا پدر و مادر نداشتن !؟ از محله و جد و آباد يا از فرهنگ و تقدير و قسمت!؟

  

من مي گم همه چيز از يه باباي بي خيال شروع مي‌شه !

  

از يه سرنوشت كه از اول توي خيابونا نوشته شده! از فقر و دربه‌دري يه خانواده !

  

من محمدم ! اينم داداشمه !

  

بايد مراقبش باشم؛ اما خيلي وقتا مجبور مي‌شم توي خيابون ولش كنم!

  

من مي‌گم از آدما بدم نمي‌يآد؛ اما آدما هم از من خوششون نمي‌ياد!

  

مردم به من پول نمي‌دن؛ چون دلشون فقط براي بچه‌هاي كوچولو مي سوزه! منم داداشمو مي‌فرستم جلو!

  

من مي‌گم اسفند دود كردن هم واسه خودش كاره و‌ براي من كه بابام بالاي سرم نيست، خيلي مهمه!

  

اما اينا رو شماها نمي‌فهميد! شهرداري و بهزيستي هم نمي‌فهمن! همه مي خوان مشكل خودشونو حل كنن و از زير بار مسؤوليت خودشون دربرن، اما هيچ كس نمي‌گه ما توي اين شهر، اين دنيا، كجا قرار بگيريم!

  

اصلا ما هم سهم داريم !

  

من مي گم ۱۳ سالمه اما بايد قد بابام با عالم و آدم سر و كله بزنم. كوچيكم؛ اما قد بزرگا بايد بفهمم و به اندازه كافي لات باشم تا بتونم خودم و داداشم رو توي خيابونا جمع و جور كنم!

  

اما من نمي‌خوام مثل خيلي‌ها توي اين خيابونا گرگ بشم، مي‌خوام مرد بشم!

  

همه وقتي بچه‌ها توي خيابونا رو مي‌بينن، اول مي پرسن چرا توي خيابوني!؟ بعد مي‌گن مدرسه مي‌ري!؟ بعد كه يك كم دلشون به حالمون سوخت و پول دادن، مي‌گن دوست داشتي كجا بودي؟!

  

جوابش خيلي سادست، اما اونا مي خوان واسه خاطر دل خودشون اين سوالارو بپرسن!

  

آخه اگه من يه خانواده درست و حسابي داشتم و يه باباي درست و حسابي چرا مدرسه نمي رفتم !؟

  

 

اما شبير مثل بقيه شلوغ نمي‌كنه!

  

مي‌دونه از اين گرفتن و آزاد كردن‌هاي شهرداري و بهزيستي براش پول در نمي‌ياد ! از اين كه گرفتنش، ناراحته !؟ شرم و حيا از دوربين داره و جلو نمي‌ياد!

  

 

از اين كه جوراب مي‌فروخته و كمك باباش بوده پشيمون نيست!

  

شبير افغانيه !

  

مهدي تا كلاس چهارم هم درس خونده ، اما بعد توي يه تابستون چون اوستاش كارگر تمام وقت مي‌خواسته و باباش هم پول كار اون رو، ديگه مدرسه نرفته!

  

اول مدرسه رو تجربه كرده و با دهقان فداكار و چوپان دروغگو و ژاله و كبري توي كتابا آشنا شده، بعد با جوش پلاستيك توي كارگاه و حالا با يه دنيا چيزاي زشت و پردردسر توي خيابونا آشنا مي‌شه! اگر مدرسه بهش وصال نداده و به عنوان يه كودك اتباع خارجي بي‌سواد توي ايران مونده ، حالا توي خيابون‌هاي همين كشور بزرگ مي‌شه و شايد يكي از روزهاي فردا و پس فردا در همين جا هم يكي از قهرمانهاي تلخ حوادث بشه! ! !

  

مهدي شيطون نيست ، يه بچه است!

  

اما خيابونا بهش ياد دادن راستشو نگو!

  

براي همينه كه موقع حرف زدن باهاش بايد حواست به جمله‌ها و حرف‌هاش باشه!

  

چون خالي زياد مي بنده! ياد گرفته كه براي موندن توي خيابونا بايد دروغ گفت!

  

بيشتر از دو سال از اهتمام جدي شهرداري تهران و چند دستگاه متولي مرتبط در جمع‌آوري متكديان و كودكان خياباني مي‌گذرد و درست مثل خيلي از طرح‌هايي كه متولي اصلي‌اش مشخص نيست، وظيفه اصلي اين طرح هر روز به يك سازمان پاس‌كاري مي‌شود و در اين ميان شايد مجموعه‌اي كه بيش از هر بخش ديگري عملكرد عيني در شهر تهران داشته، شهرداري تهران بوده است.

  

شهرداري تهران به استناد آمار مورد تاييد استانداري تهران در سال ۸۵ و ۸۶ بيش از هفت هزار كودك و بزرگسال متكدي و دست‌فروش را جمع‌آوري و با كمك سازمانهاي مرتبط ساماندهي كرده است، اما بخش قابل توجهي از آنها چندين بار تكرار شده‌اند و باز به خيابانهاي پر پول تهران بازگشته‌اند!

  

اما در اين ميان شاهد عملكرد ناقص و حتي نصفه و نيمه برخي از دستگاه‌ها هستيم كه به دلايلي كاملا غيرمنطقي از رسيدگي به وضعيت اين متكديان و كودكان خياباني كه در حيطه وظايفشان تعريف شده است سرباز مي زنند!

  

طبق استدالال سازمان بهزيستي به عنوان يكي از دستگاه‌هاي مسوول، هيچ مصوبه‌اي اين سازمان را موظف به پيگيري شرايط متكديان و بي‌خانمانها نكرده است و اين سازمان فقط در قبال سالمندان، زنان سرپرست خانوار و كودكان كار، مسووليت دارد و كميته‌هايي با اعتبار مالي مشخصي را در نظر گرفته است.

  

اما بايد پرسيد كه به جز اتباع خارجي و مجرماني كه در بين متكديان و كودكان خياباني وجود دارند، آيا با تعداد قابل توجهي از سالمندان، كودكان و زنان سرپرست خانوار در بين متكديان و كودكان خياباني روبرو نيستيم و آيا اين گروه جزء حيطه مسووليت سازمان بهزيستي تعريف نمي‌شوند!؟ و اگر اين نسبت درست نيست، بهتر است اعلام كنند كه دستگاه متولي كيست تا ما هم از آنها سؤال كنيم!

  

بچه‌ها را به رديف روي پله‌ها نشانده‌اند تا عكس و خبر از آنها تهيه شود!

  

گزارشگر صدايش را صاف مي‌كند و دستي در موهايش مي كشد واعلام آمادگي مي‌كند ….

  

ـ در ادامه طرح جمع‌آوري كودكان كار و خيابان ….

  

صدا قطع مي‌شود و پسر بچه اعتراض مي‌كند

  

ـ حاجي ما جزوشون نيستيم!

  

ما خيابوني نيستيم، اما توي خيابون بزرگ شديم ديگه!

  

به گزارش ايسنا، محمدي ــ مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران ــ به فعاليت دو ساله شهرداري تهران در جذب و شناسايي كودكان متكدي اشاره مي‌كند و به ايسنا مي‌گويد: در حال حاضر شاهد فعاليت سه مركز شبانه‌روزي، يك اردوگاه و سه گرمخانه در تهران هستيم.

  

وي افزود : كار جذب و ساماندهي كودكان فرار از سال ۸۳ در تهران آغاز شده است. اين كودكان در پايانه‌ها و راه‌آهن شناسايي و ساماندهي شده‌اند و در سال گذشته بيش از ۵ هزار و ۶۰۰ كودك خياباني كه بخش اعظم آنها كودكان فراري هستند، از سطح شهر تهران جمع‌آوري شده‌اند.

 

وي در خصوص كودكان كار كه در سطح شهر در حال فعاليت هستند و دست به تكديگري و دستفروشي مي‌زنند هم اظهار كرد : عموما اين افراد اتباع بيگانه هستند و بايد براي جمع‌آوري ساماندهي آنها اقدامات خاصي صورت گيرد.

  

مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران در خصوص كودكان متكدي كه با خانواده خود اقدام به اين كار مي‌كنند ، نيز توضيح داد: در دو سال گذشته برخي از اين افراد را جمع‌آوري و با حكم قانوني و توسط شهرداري تهران آنها را رد مرز مي‌كرديم.

  

وي خاطرنشان كرد : در حال حاضر علي‌رغم فعاليت شهرداري و سازمانهاي ديگر شاهد متكديان و كودكان كار در تهران بوده و براي حل اين مشكل نيازمند همكاري جدي تمام سازمانها هستيم.

  

به گفته محمدي ۷۰ درصد كودكان كار اتباع بيگانه هستند كه از كشور پاكستان و افغانستان وارد كشور شده‌اند.

  

محمدي با اشاره به اين كه در چند سال كودكان در حوزه ساماندهي كودكان كار و خيابان، فعاليتهاي مختلفي در شهرداري تهران انجام شده است، گزارش اين عملكرد در مركز منطقه وابسته به يونيسف كه در اردن برگزار شد از سوي شهرداري ارائه شده و بر اساس اين گزارش شهر تهران به عنوان شهر دوستار كودك در دو سال آينده انتخاب شد.

  

پسر بچه هنوز لنگ خيس رو از روي شيشه ماشين برنداشته كه مامور انتظامي و شهرداري دست كوچولو شو مي‌گيره و مي بردش !

  

اول يه كم هول مي‌كنه و مي‌ترسه، اما بعد ترس به اشك مي‌شينه و صورتش خيس مي‌شه!

  

آخر هر چقدر هم توي خيابونا بوده باشه، بازم بچه‌اس ديگه!

  

هنوز آن قدر بزرگ نشده كه چشماش دلش رو گول بزنه!

  

درميان كودكان ايراني و افغان و پاكستاني كه هر روز شهرداري از سطح شهر جمع‌آوري مي كنه، مثل بسياري از متكديان بزرگسال، هستند كودكاني كه براي چندمين بار به اين مراكز شهرداري و بهزيستي آورده مي‌شوند و بعد از چند روز بيكار و علاف مي‌شوند و بعد دوباره در همان چهار راه، همان خيابان با همان كار قبلي برمي‌گردند و اين وسط زحمت شهرداري مي‌مونه و بس!

  

خبرنگار ايسنا، بارها و بارها از زبان كودكان خياباني كه توسط شهرداري جمع‌آوري شده و به بهزيستي منتقل شده‌اند، شنيده كه والدين اصلي يا اجاره‌اي آنها خيلي زود با مبلغي پول آنها را از مراكز بهزيستي بيرون مي‌آورند و به ادعاي آنها بهزيستي ترجيح مي‌دهد اين كودكان هزينه كمتري را براي آنها در برداشته باشد و فقط چند روز آنها را از خيابانها جمع كنند!

  

بر اساس اين گزارش، مي‌توان اين گونه برداشت كرد كه اگر چه نماي شهرمان اندكي از مناظر زشت و متاثر كننده كودكان خياباني خالي شده، اما اين چرخه ناقص و معلول جز صرف هزينه‌هاي قابل توجه و زحمت ماموران شهرداري، تاثير ديگري ندارد؛ هرچند توقف فعاليت جمع‌آوري توسط شهرداري هم يك فاجعه مي‌تواند باشد.

  

درعين حال جاي اين سؤال باقي ‌مي‌ماند كه چرا مرزهاي كشور براي ورود آزادانه اتباع غيرمجاز پاكستاني و افغاني همچنان باز است، ولي همه از نيروي انتظامي انتظار دارند اين اتباع را در پايتخت دستگير كند!؟ و يا اين سؤال كه چرا شهرداري زحمت جمع‌آوري را به خود مي‌دهد اما بهزيستي اين كودكان را نگه نمي‌دارد !؟ 

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۷ ق.ظ

ایران،پایتخت عمل جراحی بینی در جهان

وی دو زن را عمل جراحی بینی کرده است که به اصرار مادر شوهرشان بعنوان پیش شرطی برای ازدواج، مجبور به عمل بینی شده اند. آمارها بی نظیر اند: در سال ۲۰۰۶، حدود ۳۵ هزار عمل زیبایی بینی فقط در تهران انجام شد، در حالیکه در انگلستان ۶ هزار عمل صورت گرفت.

 لغتی در فارسی هست به نام آبرو که ما چنین لغتی در انگلیسی نداریم.

 

یک نشریه معتبر انگلیسی به بررسی عمل جراحی زیبایی بینی در ایران پرداخته است.

 

 

به گزارش فردا، مجله انگلیسی نیو استیت من درجدیدترین شماره خود می آورد:«در سالهای اخیر، ایران «پایتخت عمل جراحی بینی جهان» نام گرفته است. آمارها نیز بی نظیر اند:در سال ۲۰۰۶، حدود ۳۵ هزار عمل زیبایی بینی فقط در تهران انجام شد، در حالیکه در انگلستان ۶ هزار عمل صورت گرفت

  

این نشریه مدعی می شود که :«رسانه های غربی این آمار و ارقام را سندی بر تجاوز غرب گرایی به ایران می دانند: ایرانیان خواهان دریافت زیبایی هالیوودی اند و نه نظم ایران

  

بنابر این گزارش، تحقیقی از دانشگاه آکسفورد این نظریه را رد می کند. سارا لنیان، یک ایرانی متولد انگلیس، با بیش از ۴۰ جراح پلاستیک و بیمار دیدار کرده است و یافته های وی هیجان برانگیز است. وی می گوید:” با وجود اینکه اکثر بیماران رینو پلاستی (عمل جراحی بینی)، سکولار هستند اما از نظام اسلامی ایران نیز حمایت می کنند“.»

  

لنیان می گوید:« من از یک جراح دیدن کردم که بیش از سه نفر از بیمارانش چادر پوشیده بودند

  

نیواستیت من درباره دکتر عامری یکی از جراحان ایرانی در شمال تهران می نویسد:« وی فکر می کند که وسواس ایرانی برای عمل بینی هیچ ربطی به غرب گرایی ندارد و می گوید:” زنان آمریکایی را ببینید که عمل بزرگ کردن بدن ها را انجام می داهند. هیچ کس نمی آید به آنها بگوید که آنها می خواهند شبیه آفریقایی ها یا لاتین ها شوند. با کوچک تر کردن بینی، ما دیگر خصیصه هایمان را برجسته می کنیم؛ مانند چشمان زیبا و بزرگ ایرانی ها“»

  

این گزارش می افزاید:«برخلاف دیگر “روش های غرب گرایانه” در ایران، مانند نشان دادن موی سر زنان،سفت کردن کمربند و آرایش غلیظ، عمل جراحی بینی با برخورد پلیس مواجه نمی شود

  

لنیان معتقد است که جراحی پلاستیک به جای اینکه شورشی علیه ایدئولوژی محافظه کارانه باشد، کانالی جدید برای سنت های قدیمی است:«زیبایی، بخش بزرگی از فرهنگ سنتی است. بخشی از زن شدن است؛ بعنوان مثال قبل از ازدواج سنتی به نام بند اندازی موجود است که نه تنها در شهرها بلکه در مناطق محروم نیز صورت می گیرد

  

نیو استیت من در ادامه می آورد:« ایران همیشه فرهنگی نگران دارد، نگران از تصویر؛ لغتی در فارسی هست به نام آبرو که به تصویر اجتماعی فرد مرتبط است. ما چنین لغتی در انگلیسی نداریم.» لنیان مدعی می شود که در مصاحبه با دکتری متوجه شد که وی دو زن را عمل جراحی بینی کرده است و آنها به اصرار مادر شوهرشان بعنوان پیش شرطی برای ازدواج، مجبور به عمل بینی شده اند.

  

لنیان می گوید:«بهبود قیافته تان می توانید راهی برای پیشرو بودن باشد، همان طور که در غرب اینطور است. به همین دلیل بسیاری از فقرای جامعه ایران، برای این عمل پول ذخیره می کنند تا تظاهر کنند که در رفاه به سر می برند و شانس خود را برای «ازدواج» افزایش دهند. برای آنانکه از عهده مخارج آن بر نمی آیند، تظاهر، گزینه ای دیگر است؛ پرستیژ عمل جراحی بینی آن قدر زیاد است که داروخانه ها نیز باندهایی برای باندپیچی بینی کسانی که عمل نکردند می فروشند تا آنها به عمل بینی تظاهر کنند

 

 

نیو استیت من در پایان می افزاید:« ایرانیان مقیم خارج نیز برای این عمل تشویق به بازگشت به کشور شده اند، چون هم دکترها تجربه بیشتری دارند و هم قیمت ها ارزان تر است (حدود ۵۰۰ تا۲۰۰۰ دلار ). اما کماکان مقاومتهایی وجود دارد و برخی از ایرانیان در سایت فیس بوکfacebook ، گروه های الکترونیکی برای مخالفت با این کار ایجاد کرده اند

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ - ۲:۱۷ ب.ظ

ندبه های دلتنگی

a۱.jpgشكوه ظهور تو هنوز پرچم توفيق بر نيفراشته است و خورشيد جمالت هنوز ديباى زرين خود را بر زمستان جان ما نگسترده است، اما مهتاب انتظار در شب هاى غيبت ‏سوسو زنان چراغ دل هاى ماست.

… ادامه »

۵ مرداد ۱۳۸۶ - ۵:۳۶ ق.ظ
 



صبح را صفحه خانگی کنید

کلیه ی حقوق برای صبح نیوز محفوظ است. ذکر مطالب همراه با لینک بلامانع است
Designer M.R.M. | SolhDesign